دكتر مهرناز شهرآراي
  Untitled Document

 

زمينه روانشناسي
پیشگفتار

انبوه شدن تجربه های نسلها، رویارویی با مسائل زندگی و کسب تجربه های پراکنده ای که اندک اندک به صورت فرهنگ و علم در آمده، محیطی مملو از دانسته ها و پرسشها پدید آورده است. زیستن در جوامع امروزی نیازمند برخورداری از آگاهیهای بسیار است. گذشته از این، انسان دارای ذهنی کنجکاو است و می خواهد پدیده های اطراف خود را بشناسد. پس سرمایة ذهنی خود را کافی ندانسته، در صدد کسب آگاهیهای بیشتری بر می آید.
بخشی از این آگاهیها، خود به خود، در طی تماسهای اجتماعی منتقل می گردد، ولی این آگاهیها نه منظم است، نه اختصاصی و نه مورد توجه هرکس. از این رو، کسی که می خواهد آگاهی خود یا دیگری را دربارة موضوع معینی افزایش دهد، باید راه درست آن را بیابد. این جاست که ما با پدیده یا فرایند یاد گرفتن و یاد دادن سروکار خواهیم داشت.
مؤلف در چند سال گذشته، ضمن کار خود مکرراً با مربیان و والدینی برخورد داشته که کودکان و نوجوانانی را برای مشاوره و درمان معرفی کرده اند و با ناخرسندی اظهار می داشته اند که این کودک و نوجوانان در یادگیری اشکال یا اشکالاتی دارند. مربیان و والدین ضمن انتظار رفع اشکال، علاقمند بودند که بدانند چرا اینان در یادگیری موفقیت کافی ندارند و آنها به عنوان پدر و مادر و مربی باید چکار کنند تا از آموزشهای خود نتیجة بهتری بگیرند.
مؤلف نیز گاه با دانش آموزان، دانشجویان وافراد دیگری برخورد کرده که به گفتة خود، از تلاشهای خویش برای یادیگری نتیجة رضایت بخشی به دست نمی آورند. در بسیاری از موارد، مربیان مهد کودکها، دبستانها، مدارس راهنمایی، دبیرستانها و گاه نیز اساتید دانشگاهها ووالدین می خواستند با انجام «آزمونهای هوش و شخصیت» و دیگر آزمونها مشخص شود که چرا درحالتی که مربی، کودک، نوجوان یا بزرگسال ظاهراً به یادگیری اقدام می کنند، نتیجة مطلوبی حاصل نمی شود و حتی «اُفت تحصیلی» نیز دیده می شود.
والدین غالباً روش آموزش، یا عواملی چون نامناسب بودن وضع عاطفی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی – فرهنگی و یا بی توجهی و بی علاقگی مربی را علت مؤثر می دانستند.
مربیان غالباً عقب ماندگـی ذهنـی، نارسایـی یا اشکال در حواس، اختلال در یادگـیری، بی دقتـی و بی توجهی، اختلال یا ضعف در عملکرد حافظه، کثرت تعداد دانش آموزان هر کلاس، معایب تنظیم برنامه، کمبود و سایل وامکانات آموزشی و ... را علتی قابل بررسی می دانستند.
مسئولان و کارشناسان آموزش و پرورش، فراموشی ناشی از حجم زیاد مواد درسی را اشکال قابل توجه می دانستند و معتقد بودند که حجم مواد درسی زیاد و بیش از توانایی های بعضی از کودکان ونوجوانان است. آموزش بسیاری از دروس بر اساس سپردن اطلاعات به ذهن استوار است و مربی از روش به کارگیری مجموعـه ای از حواس سود نمی جوید. این مشکل نیز وجود دارد که فایدة بسیاری از آموختنی ها برای یادگیرنده و یاد دهنده، به خوبی روشن نیست. یک یا مجموعه ای از این پدیده ها اشکالاتی تولید می کنند و مانع رسیدن به نایج کافی و مطلوب می شوند. اینها و عواملی دیگر باعث شد که مؤلف با هدف و نگرشی تازه به پژوهشهای علمی مجددی بپردازد و با دید اختصاصی تر و وسیعتر به مطالعات و تجربیاتی دست یابد.
در این کتاب که حاصل آن مطالعات و دانسته ها و تجربه های دیگران است، توجه بیشتر معطوف شناخت و تقویت یادگیری و پرورش حافظة کودکان و نوجوانان است و مطالب آن به گونه ای مطرح شده که برای افرادسنین دیگر (جوانان و بزرگسالان) نیز قابل تعمیم باشد.
مربیان آموزشی در سطوح مختلف و نیز والدین یا مربیانی که در خانه به تعلیم و تربیت کودکان ونوجوانان می پردازند، می توانند برای دستیابی به هدف بهتر و آسانتر یاد گرفتن و به یاد آوردن، از مطالب این کتاب استفاده کنند.

 

 
مقالات علمي
رسانه ها
کتاب
مصاحبه در مجله انديشه خانواده
مصاحبه در روزنامه ايران
فرم رزرو وقت
© 2010 http://www.drshahraray.com  Email mehrnazshahraray@yahoo.com